شهرداریها؛ آزمون راهبردی اجتماع ملی
اجتماع ملی برای قدرت ملی به شهرداریها نیاز دارد، اما تمرکزگرایی و ضعف شبکه محلی مانع اصلی است.

انتخابات شهرداریها در فرانسه برای حزب «اجتماع ملی» (RN) از یک رأیگیری معمولی به آزمونی راهبردی تبدیل شده است؛ آزمونی که میتواند ادعای این حزب برای رسیدن به قدرت را تقویت کند یا دوباره ضعف قدیمیاش را آشکار سازد: نبودِ ریشههای محلی. پس از انتخابات قانونگذاری تابستان ۲۰۲۴ و ناکامیهایی که درون حزب به «فاجعه» تعبیر شد—از جمله خطاهای برنامهای و جنجالهایی درباره برخی نامزدها—مارین لوپن در مصاحبهای کمسابقه به ضرورت بازنگری در شیوه اداره حزب اشاره کرد. او پذیرفت که اجتماع ملی سالها بیش از حد متمرکز بوده است؛ همهچیز از ستاد مرکزی میآید و چنین سازوکاری در دوران رشد انتخاباتی دیگر کارآمد نیست.
این بحث تازه نیست. ژردن باردلا، رئیس کنونی اجتماع ملی، در آستانه انتخابات شهرداریها امیدوار است «دهها شهر» را فتح کند. با این حال، تاریخ حزب نشان میدهد که برای دههها، فقدان مشروعیت و شبکه محلی مانعی جدی تلقی نمیشد؛ زیرا هدف اصلیِ بنیانگذار آن، ژانماری لوپن، چیز دیگری بود: انتخابات ریاستجمهوری.
از نگاه ژانماری لوپن، پس از انتخاب مستقیم رئیسجمهور، انتخابات دیگر در حاشیه قرار میگرفت. او ریاستجمهوری را کلید «واژگونی» سیاسی میدانست و ترجیح میداد منابع مالی و انسانی روی همین هدف متمرکز شود. برخی نزدیکانش میگفتند پیروزی پایدار نیازمند شبکهای از حامیان محلی است، اما لوپنِ پدر این مسیر طولانی را نمیپذیرفت. بیتوجهی به ساختار محلی یک مزیت دیگر هم داشت: خطر شکلگیری «بارونیها» در استانها کمتر میشد؛ چهرههایی که ممکن بود دور از پاریس برای خود قدرت جمع کنند و اقتدار رهبر را به چالش بکشند. بنابراین معدود چهرههای محلیِ جبهه ملی اغلب از دل ستاد مرکزی یا حلقۀ نزدیکان رهبر بیرون میآمدند و هر صدای منتقد، بهخصوص اگر علنی بود، با اخراج پاسخ میگرفت.
پژوهشگران سیاست توضیح دادهاند که این عمودیبودن با انتخابات شهرداریها سازگار نیست؛ در این انتخابات «بومیبودن» و پیوندهای اجتماعی و اقتصادی با محل اهمیت دارد. وقتی نامزدها از بالا «چتر» میشوند و به منطقهای میروند که ریشهای در آن ندارند، ساختن اعتماد محلی دشوار میشود. با وجود این ضعفها، حزب از دهه ۱۹۸۰ در انتخابات منطقهای منتخبانی به دست آورد، اما نبودِ آموزش و سازماندهی، قدرت فتح و اداره را محدود کرد. افزون بر این، اظهارنظرهای تند و گاه نژادپرستانه یا ضدیهودی رهبر وقت، بسیاری از چهرههای محلی را از همراهی بازمیداشت.
تا مدتها، جبهه ملی نه تجربه حکمرانی محلی داشت و نه مدیر اجرایی. نقش حزب بیشتر به ایجاد جنجال در شوراها و برهمزدن معادلات دور دوم محدود میشد. تنها در سال ۱۹۹۵ بود که حزب توانست در جنوبشرق سه شهرداری—تولون، اورانژ و مارینیان—را فتح کند و دو سال بعد هم در ویتغول با یک انتخابات میاندورهای موفق شد. این شهرها قرار بود «آزمایشگاه» حکمرانی باشند، اما بهجز اورانژ، تجربهها سریعاً به ویترینی از آماتوریسم، رادیکالیسم و حاشیههای حقوقی تبدیل شد. شکست این مدیریتها سرعت گسترش محلی حزب را کم کرد و شمار فهرستهای انتخاباتیاش در شهرهای بزرگ بهتدریج کاهش یافت؛ نشانهای از اینکه حزب، پیش از هر چیز، ابزار جاهطلبیهای رهبر بنیانگذار بوده است.
با کنار رفتن ژانماری لوپن و رسیدن مارین لوپن به ریاست حزب در ۲۰۱۱، مسیر تغییر کرد. او تلاش کرد با فاصلهگذاری از تندرویهای پدر، خطی «اجتماعیتر» و «حاکمیتطلبانه» بسازد، فدراسیونها را پاکسازی کند و رادیکالها را مهار کند. برای مارین لوپن، توسعه محلی بخشی از پروژه «عادیسازی» بود: نشان دادن حزبی که میتواند اداره کند، نه فقط اعتراض. او بعدها صریح گفت که پیروزی ملی بدون کاشت محلی ممکن نیست؛ جملهای که با تغییر نام حزب به «اجتماع ملی» و حتی اخراج پدر از حزب، معنای عملی پیدا کرد.
نتیجه این راهبرد در انتخابات شهرداریهای ۲۰۱۴ دیده شد؛ زمانی که اجتماع ملی حدود ده شهرداری را به دست آورد، عمدتاً در شمالشرق و جنوبشرق. چند شهر به «پایگاه» تبدیل شدند و یک دهه بعد، در بسیج انتخاباتی و افزایش شمار نمایندگان حزب در مجلس ملی نقش داشتند. اما این موفقیتها هنوز یک شبکۀ سراسری و پایدار نمیسازد. انتخابات ۲۰۲۰ که با کووید-۱۹ و مشارکت پایین همراه شد، شکنندگی این حضور را آشکار کرد: حزب بیش از ۴۰٪ از مشاوران شهری خود را از دست داد و تنها با فتح پرپینیان—نخستین شهر بالای صد هزار نفر برای حزب پس از سالها—تا حدی دلخوش شد. همزمان، مشکلات سازمانی در برخی فدراسیونها و خاطره تلخ مناظره ریاستجمهوری ۲۰۱۷، روحیه بخشی از بدنه و منتخبین را تضعیف کرده بود.
به این ترتیب، شهرداریها برای اجتماع ملی هم فرصتاند و هم خطر. اگر حزب بتواند نامزدهای ریشهدار، تیمهای محلی و مدیریت قابل دفاع ارائه کند، ادعای «حزب اول» بودن تقویت میشود. اما اگر دوباره تمرکزگراییِ ستاد، کمبود چهرههای محلی و خطاهای سیاسی تکرار شود، انتخابات شهرداریها نشان خواهد داد که جاهطلبی ملی هنوز از توان واقعی سازمانی جلوتر است.