رویای رهبری اروپا و کابوس بودجه؛ فرانسه در برابر انتخابهای سخت
فرانسه سالهاست از لزوم استقلال نظامی اروپا از آمریکا حرف میزند، اما حالا خودش در یک بنبست مالی گرفتار شده. پاریس از یک سو باید بودجه دفاعیاش را افزایش دهد، از سوی دیگر نمیتواند هزینههای رفاهی مردم را کاهش دهد و از سوی دیگر هم کسری بودجه اش را دارد. انتقاد اخیر آلمان به فرانسه در واقع این پیام را دارد که اروپا از شعارهای توخالی خسته شده و عمل میخواهد. حالا مکرون باید ثابت کند میتواند هم مدل اجتماعی فرانسه را حفظ کند، هم خواستههای ناتو را عملی کند و هم آلمان را برای هزینههای مشترک دفاعی راضی نگه دارد.

امانوئل مکرون سالهاست از لزوم دستیابی اروپا به «خودمختاری استراتژیک» و کاهش وابستگی به سپر امنیتی آمریکا سخن میگوید. آرزویی بلندپروازانه که فرانسه را به عنوان تنها قدرت هستهای و دارای حق وتو در شورای امنیت در میان کشورهای اتحادیه اروپا، در مرکز آن قرار میداد. اما این رویا این روزها بیش از هر زمان دیگری با یک مانع بزرگ در داخل مرزهای خود این کشور روبرو شده است: نه تهدیدهای مسکو و نه بیاعتمادی واشنگتن، بلکه واقعیت تلخ کسری بودجه و هزینههای سنگین رفاه اجتماعی که هرگونه مانور مالی را برای پاریس دشوار کرده است.
انتقاد تند یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، که چندی پیش در گفتگو با رادیو دویچلندفونک، تلاشهای فرانسه در حوزه دفاعی را «ناکافی» خواند و پاریس را به «صرفهجویی» به ویژه در بخش اجتماعی فراخواند، اگرچه لحنی خشن و از جانب برلین داشت، اما در واقع چراغ قرمزی را بر روی میز مکرون روشن کرد: جهان و به ویژه شرکای اروپایی، دیگر تنها به شعارهای بلندپروازانه قانع نیستند و از فرانسه عمل میخواهند. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، فشار بر اعضای ناتو برای افزایش بودجه دفاعی به پنج درصد تولید ناخالص داخلی، شدت بیشتری گرفته و اروپا خود را در برابر این خواست آمریکا در موقعیتی دشوار میبیند.
فرانسه امروز در یک سهگانه دشوار گرفتار شده است. از یک سو، تحت فشار فزاینده ناتو، موظف است بودجه دفاعی خود را به طور چشمگیری افزایش دهد و جنگی که در اوکراین ادامه دارد، این نیاز را به یک الزام فوری تبدیل کرده است. از سوی دیگر، هرگونه تلاش برای کاهش چشمگیر هزینههای اجتماعی مانند حقوق بازنشستگی، بیکاری و بهداشت، مکرون را درگیر موج جدیدی از اعتراضات خیابانی مشابه جنبش «جلیقهزردها» خواهد کرد. پایگاه اجتماعی او پیش از این نیز در اثر اصلاحات جنجالی اخیرش به شدت آسیب دیده است. و در نهایت، فرانسه با کسری بودجهای دست و پنجه نرم میکند که از قوانین اتحادیه اروپا فراتر رفته و بازارهای مالی و نهادهای رتبهبندی با دقت هرگونه انضباطزدایی بودجهای را زیر نظر دارند. در چنین شرایطی، آلمان به مکرون میگوید که باید از هزینههای اجتماعی بکاهد تا بتواند بودجه دفاعی مورد نظر را تأمین کند. اما پرسش اینجاست که آیا جامعه فرانسه آماده پذیرش این معامله سخت است؟
پاسخ مکرون به این تنگنای مالی، پیشنهادی است کهنه اما همیشه بحثبرانگیز: ایجاد مکانیسمی برای استقراض مشترک اروپایی به منظور تأمین مالی طرحهای دفاعی. او به تجربه صندوق بازسازی پساکرونا اشاره میکند که با همین مکانیسم کار کرد. اما مخالفت آلمان با این ایده، که در اظهارات وزیر خارجه این کشور نیز منعکس شد، نشان میدهد که راهحل فرانسوی با یک مانع ساختاری دیگر روبروست: ترس آلمان از تبدیل شدن به «کیف پول» اروپا و نقض انضباط بودجهای که برای دههها آن را ستون اصلی سیاست خود قرار داده است. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، نیز مانند اغلب پیشینیان خود، بر این باور است که مسئولیت دفاعی یک امر «ملی» است و نباید با بدهیهای مشترک تأمین شود.
این اختلاف، فرانسه را در موقعیتی ضعیفتر در معادلات قدرت اروپا قرار میدهد. تا زمانی که پاریس نتواند بین آرزوهای ژئوپلیتیکی خود و تواناییهای مالی داخلیاش تعادل برقرار کند، ادعای رهبری اروپا از سوی آن توخالی به نظر خواهد رسید. آلمان به وضوح این نقطه ضعف را هدف گرفته است. مکرون اکنون در داخل کشور زیر ذرهبین شدیدتری قرار خواهد گرفت. او باید به فرانسویها توضیح دهد که چرا باید برای تأمین امنیت اروپا که شاید در کوتاهمدت منفعت ملموسی برای زندگی روزمره آنها نداشته باشد، از مزایای اجتماعی خود بگذرند. این تنش آشکار میان دو موتور محرک اروپا، نشانهای از ضعف در هماهنگی برای مقابله با چالشهای بزرگ امنیتی است. اگر پاریس و برلین بر سر چگونگی تأمین بودجه دفاعی به توافق نرسند، پروژه «اروپای دفاعی» بیش از پیش به یک شعار توخالی تبدیل خواهد شد.
انتقاد آلمان، اگرچه تلخ است، اما واقعیتی انکارناپذیر را به پاریس یادآوری میکند: در دنیای واقعی سیاست، خودمختاری استراتژیک با شعار به دست نمیآید، بلکه با بودجههای ملی و اولویتبندیهای دشوار داخلی گره خورده است. فرانسه اکنون در یک آزمون بزرگ قرار دارد. آیا مکرون میتواند معادله پیچیده دفاع و رفاه را بدون به آتش کشیدن خیابانهای پاریس حل کند؟ آیا میتواند آلمان و دیگر شرکا را قانع کند که بار این هزینهها را به صورت جمعی تقسیم کنند؟ پاسخ به این پرسشها نه تنها سرنوشت دولت مکرون، بلکه آینده کل پروژه دفاعی اروپا را رقم خواهد زد. فرانسه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نشان دادن این است که قدرت سختافزاری و دیپلماتیک آن، با قدرت مالی و انسجام اجتماعیاش همخوانی دارد. در غیر این صورت، رویای رهبری اروپا به کابوسی از وعدههای محققنشده تبدیل خواهد شد.